ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

591

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

[ مقدمهء شرح ] به نظر ما ( شارح ) اين بخش از خطبه بخشي از خطبه‌اى است كه قبلًا به آن اشاره كرديم [ در خطبهء 14 ] وبخشي از خطبهء آينده است وما اينك تمام آن را مىآوريم تا معنى روشن شود . سپاس خداوندى را سزاست كه بهترين حمد شايسته اوست وبالاترين بزرگوارى شأن اوست ، خداى يگانهء بىنياز ، استوانه‌هاى عرش را به پاداشت وبا درخشش نور خورشيد جهان را روشن واستوار ساخت ، زمين را خلق كرد وآن را مسخّر كساني قرار داد كه بر روى آن گام نهادند ، گواهى مىدهم كه خدايى جز أو نيست . وشريكي ندارد وشهادت مىدهم كه محمّد ( ص ) بنده وفرستادهء اوست . أو را با نوري تابنده وروشنايى درخشان براي هدايت مردم فرستاد به لحاظ ويژگيهاى اخلاقى برترين مردم ، وبالاترين شرف خانوادگى را داشت . حق هيچ مسلمان ومظلمه هيچ صاحب حقي بر أو قرار نگرفت بلكه حق أو ضايع ومورد ستم واقع شد . پس از حمد خدا ودرود پيامبر ، اوّل كسى كه مظلمه گناه به گردن گرفت دختر آدم بود كه جايگاه نشستن أو به اندازهء يك جريب وداراى 20 انگشت بود ودو ناخن به اندازهء دو چنگال داشت . خداوند بر أو شيرى را همچون فيل وگرگى را همچون شتر وبازى را همچون حمار مسلّط ساخت . اين اتفاق در آغاز خلقت پيش آمد سپس أو را كشتند . خداوند ستمگران را بر زشتى اعمالشان تنبيه مىكند ، به همين دليل خداوند فرعون وهامان وقارون را به گناهانشان كشت . آگاه باشد كه گرفتارى وبلا به شما بازگشته به همان گونه كه در روزگار بعثت پيامبرتان وجود داشت . سوگند به آن كه پيامبر را به حق برانگيخت به سختى در هم آميخته مىشويد وسپس بشدّت غربال مىشويد وچنان كه كفگير طعام ديگ را بر هم مىزند با يكديگر آميخته خواهيد شد تا عزيز شدگان بىجهت ، خوار شوند وخوارشدگان به ناحق عزّت يابند . جلو افتادگان به ناحق به عقب بازگردند وعقب نگه داشته شدگان جلو